آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : یکشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1386 در ساعت 00:49 AM
نویسنده : حمید راهدان
عنوان : اشک نگار

همراه عزیز

            دوست گرامی

                                 بازدید کننده محترم

امیدوارم حاتون خوب باشه و در سلامت کامل و شاد و آزاد همراه خانواده زندگی را بگذرونید.

شما متاهل هستید؟!!

فرزندی هم دارید؟!!!

تا الان پیش اومده از  خانواده یا مخصوصا فرزندتون برای مدت کوتاهی ... مثلا فقط یک یا دو روز دور باشید.. وحتی امکان خبر داشتن از اونها را نداشته باشید

پیش اومده؟!!!

چه حال و اوضاعی داشتید؟!!

فرزندتون چی؟!!

       بگذارید یه جور دیگه بگم

چند سالتونه؟!

زمانی که سن کمتری داشتید   مثلاْ بین ۳ تا ۱۰ سال

آیا هیچ براتون پیش اومده تو اون سن کم که حتما بزرگترین تکیه گاهتون پدر یا مادر بوده از اونها دور بشید..

البته نه به جبر و زور فقط به خاطر یه مسافرت کوتاه یا اینکه برای گل و گشت اونها به جایی بروند ..

میدونید توی اون سن کم قبول کنید که اکثر کودکان بالاترین امیدشون پدر و مادرشون هستند ... حتی به جرات میگم گه توی اون سن حتی برای خیلی هاشون امید و بزرگترین تکیه گاهشون پدر و مادر  و شاید خداوند بعد از اونها.

 آیا همه اینو قبول دارید که برای هر کودکی زجر آورترین و سخت ترین ساعات عمرش دوری از پدر و یا مادرشه؟!

آیا اینو قبول دارید ؟!

یک لحضه به این فکر کنید اگر شما را برای مدتی مثلا ۱۰ یا ۱۳ سال از اونها دور میکردند ... نزدیک بودند ولی جبر اجازه نمیداد بوی اوها را استشمام کنیُ جبر اجازه نمیداد تو بغلشون بزنی و آرام بگیری .. و بالاخره این جبر لعنتی نمیخواست تو و احساس تو را درک کنه که چقدر به اونها نیاز داری و همینطور این رابطه در مورد اولیاء شما هم صدق میکنه ..

 

 

فقط یک جمله کوتاه دیگه

قضاوت و داوری با خود شما

محمد ابراهیمی را میشناسید؟!!!!

خود من هم خوب ایشون را نمیشناسم و خدا میدونه حتی تا الان نه دیدمشون و نه صداشون را شنیدم..

خدای من خودش میدونه من نه از طرف کسی مینویسم و نه برای کسی

خدای من خودش خوب میدونه جگرم میسوزه وقتی چشمای اشکبار نگار دختر کوچک محمد را را میبینم که از پدرش دورش کردن و ...

خدای من میدونه فقط به عنوان یک ایرانی ...یا بهتر بگم یک انسان من به جای آقا محمد توی بند بودم تا اون میتونست کنار دختر کوچک و خانواده اش می بود...

چی بگم ....

          امید بستم به عالم دورن کز عالم برون آید...

به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.

اگر مایل بودید برای درخواست آزادی محمد و شادی نگار عزیز میتونید روی لینک زیر

        برای امضاء درخواست آزادی آقای محمد ابراهیمی بر روی عکس کلیک کنید و مراحل بعدی را انجام دهید تا آنجا که میدانم مطمئن هستم نام  شما کاملا محفوظ است

                         کلیک کنید و اون درخواست را امضاءکنید

شاید همین عمل کوچک (و به درون بزرگ) شما بزرگترین خواسته توان شما در شادلی دلی گوچک باشد.

 

 

 

 

نگار عزیزم فدای قطره قطره اشکاهایت



زمان ثبت : دوشنبه 2 مرداد ماه سال 1385 در ساعت 09:57 AM
نویسنده : حمید راهدان
عنوان : وب جدید از همراهان

                        

پیام آزادی

 



زمان ثبت : چهارشنبه 14 تیر ماه سال 1385 در ساعت 10:41 AM
نویسنده : حمید راهدان
عنوان :


زمان ثبت : پنجشنبه 4 خرداد ماه سال 1385 در ساعت 1:26 PM
نویسنده : حمید راهدان
عنوان :

http://www.freedom-for-all.com

http://www.petitiononline.com/ourworld/petition.html

زندانیان سیاسی در ایران

امروز کاری کن شاید فردا دیر است

به محمد ابراهیمی نگاه کنید

 

اگر این دادخواست را امضا میکنید ، بیاد آورید " که یک زندانی سیاسی کیست؟"

زندانی سیاسـی ، من و تو هستــیم که میخواهیــم عقیده خود را بیان کنیم ولی در کشوری هستیم که برای این ابراز ( و نه چیز دیگری ) به زندان می افتیم ، با ما مانند تبه کاران برخورد شده و علاوه بر شکنـجه های روحـی و جسمـی ، ساده تـرین احتیاجات روزمره را از ما سلب میکنند .

اگـر ما به آنهـایی که امروز در بند هستند کمک نکنیم ، فردا کسی به تو و من کمک نخواهد کرد .

 منابع غیر وابسته تایید میکنند که از زمان روی کار آمدن " محمود احمدی نژاد " بیش از 150 مورد اعدام در ایران صورت گرفته و این تعداد رو ره افزایش است . این آمارجدا از آمار خود کشی در زندانها ، جان دادن در زندان بر اثر سرمای شدید و شرایط دیگر ..... است .

یکـــــی از زندانیـــــان سیاسـی "محمد ابراهـیمی" اســت کــه بـا آینـده ای نا پیـدا پنـجمیـن ســـال دوران محکـــومیت خـــود را میگـــذرانــد .

او دارای همسر ، دو فرزند ، پدر و مادری سالخورده و دوستانی است که در انتظار وی هستند .

ـــ ما از ســازمانهـــای حقـــوق بشـــر میخـــواهیــم که با فـــرستـــادن یک نماینده به ایــران ، این ستـــم وزیـــر پاگـــذاری حقـــوق انســـانی را از نزدیـــک بررســـی کرده و رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی زیر فشـارهـــای بین المللـی بگذارند تا این رژیم مجبور به آزاد کردن" محمد ابـراهیمــی " ، دانشجویان در زندان ، وبلاگ نویسان و همه محکومین سیاسی شود .

                                         

                                                    

              

 

با امضای این دادخواست ما را یاری دهید .

http://www.petitiononline.com/ourworld/petition.html

 

آیا بیان اعتقادات زندان انفرادی و شکنجه دارد؟

 

بیایید یکبار با چشمانی باز به انسانها واهداف آنها  بنگرید .

چرا باید کسی که تمامی عمر و زندگی خود را صرف خدمت به انسانها کرده ، در شرایطی که لایق او نیست به سر برد ؟

چرا حق انسانیت فراموش شده ؟

چرا جوی پر تنش ایجاد شده که حتی نمیتوان به عقاید دیگر انسانها گوش فرا داد؟

چرا باید طبق یک لیست روزانه به هر شخص نگاه کرد؟

آیا بین یک جانی و کسی که از حقایق انسان بر اساس اندیشه خود سخن میگوید تفاوتی نیست؟

دیده هایتان را خالی از تکرار کنید واز دریچه انسانی به حقوق یک انسان بنگرید .

به محمد ابراهیمی بنگرید و اگر نمیدانید بشنوید :

او که هم اکنون به عنوان یک زندانی عقیدتی و سیاسی در زندان محبوس است از کوچکترین حقوق انسانی وحتی یک زندانی سیاسی برخوردار نیست.

 آیا زندان انفرادی و شکنجه تا سر حد جنون و مرگ  در قوانین جمهوری اسلامی و قوانین بین المللی گنجانده شده ؟

ما از تمامی مقامات قضایی جمهوری اسلامی خواستاریم که اقدامات لازم را به جهت آزادی آقای محمد ابراهیمی به عمل آورند .

ما از سازمان ملل و مدافعان حقوق بشر میخواهیم که با اقدام فوری و فشار بر جمهوری اسلامی امکان آزادی آقای محمد ابراهیمی را فراهم آورند . 

 بدیهی است که این اقدام ، آغازی باشد برای احقاق حقوق تمامی زندانیان بی گناه

با امضای این دادخواست ما را یاری دهید .

http://www.petitiononline.com/ourworld/petition.html

 

فریاد رهایی انسانها

 

به یاد آورید لحظه های پر شکوه تاریخ را که چگونه آن انسانهای مبارز که حال به اسطوره ها پیوستند از جان خود در راه وطن و مردمان خود ، میگذشتند کسانی که در زمان خود به آنها هر انگی که میخواستند می چسباندند و در آینده معلوم شد که اینها شکوه یک انسان را به تصویر می کشیدند .

بیایید تاریخ را تکرار نکنیم .

بیایید به انسانها و کلام آنها ارج نهیم .

بیایید به مقام انسانی احترام گذارده وپرچم یگانگی را در سر تاسر جهان بر افراشته تا سرود آزادی سر دهیم . 

بیایید حلاج ها را بر دار نیاویزیم .

بیایید عیسی ها را مصلوب زمان نکنیم .

بیایید به حق انسانیت سجده کنیم و طلوع یک انسان را در آئینه هستی ببینیم و فریاد   من  ، تو ، ما   برآوریم و به راز هستی بیاندیشیم .

چرا به آزاد اندیشانی چون محمد ابراهیمی و امثال او اهانت و انگ ارتداد میزنند و اندیشه ژرف آنها را لگد کوب عقاید پوچ خود میکنند .

 

 

««جنایت علیه انسانیت»»

 

تحتِ چنین ایمانی است که می‌گوییم انسان اجتماعی ناگزیر است که تا حد گیاه، به بودن و وجود داشتن تنزل نکند و نسبت به روابط حوزه‌ایِ زیستِ خودش اسارت‌گرا نباشد.

زندگی نبرد انسانهاست در این نبرد خواستهای فراوانی پیش رو داریم. خواست ما چـیزی نیسـت که بتـوان از آن  چشم پوشید. چون آنچه ما می‌خواهیم خواست همه انسانهاست.

 

با امضای این دادخواست ما را یاری دهید .

http://www.petitiononline.com/ourworld/petition.html

 

 


زمان ثبت : سه شنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1385 در ساعت 7:37 PM
نویسنده : حمید راهدان
عنوان : سوگند نگاه

م

الله

میم

و چنین سوگند بر نگاه خوانده شد، پس اسرار بر چشمهای محرم نمودار

گشت، همره عزیز سوگند نگاه از کتاب کاراته و ذن کاراته که سر نقطه

آن بنابر شتاب حال بدست خالق تغییر داده شد و کنون پیش روی شما

است.

با آرزوی توانایی برای همه بندگان در بند او

 م

الله

 

سوگند نگاه

آگاه، پارسا، مهرآئین، به ژرف جهانِ معنا، ره یافته به سوی فرازمندی

 جان و روان، آدم بشر انسان .

سوگند به سخنی که از دفتر دل پاک و نهاد تا ملائک نبشتم.

سوگند به بایگانی دل

سوگند به توانائی. به فروزه های نیک و همه نیکی  

ها و زیبائی های

پرتو هستی که با فروغ اندیشه شکار می گردند.

سوگند به پیران پارس و عارفان اندیشمند که در این پشته از زمین

جایگزین شدند و از بازتاب فروغ هستی در آئینه نهاد خود پرمعناترین

و درخشانترین پیاله های فرهنگ را چکۀ هستی هستا کردند.

سوگند به آئین بزرگی و راز هستی بخش به آنها که بدین راه بار یافتند.

سوگند یاد میکنم تا از هیچ کوششی دریغ نکنم و در هستی بی رنگ

یعنی اندیشۀ پاک و گوهر بازتاب هماهنگی منش با آفرینش از راه بینش

به جان و روان، آفرینش

دیکته کنند.

 

م

الله